الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
123
الغدير ( فارسى )
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را از روى قصد بيان نفرموده يا چنين سخنانى به مقتضاى فطرت بشرى از او صادر شده است . اينان غفلت دارند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از هواى نفس سخن نمىگويد و كلام او جز وحى خدا چيز ديگرى نيست و او اخلاق بزرگى دارد . همچنين در كتابى كه از جانب خداى تعالى بر او نازل شده ، خدا فرموده است : كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بىهيچ گناهى كه كرده باشند ، مىآزارند ، بهتان و گناه آشكارى را متحمل مىشوند . « 1 » در اين راستا ، روايات صحيحى از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نقل شده كه فرمود : مسلمان كسى است كه مسلمانان از زبان و دستش درامان باشند . « 2 » مؤمن هرگز نفرين نكند . « 3 » من براى نفرينكردن مبعوث نشدهام ، بلكه براى رحمت برانگيخته شدهام . « 4 » لعنتكردن بر مؤمن فسق است . « 5 » دو نفر كه به هم دشنام مىدهند ، دو شيطانى هستند كه همديگر را تكذيب مىكنند و دروغ مىگويند . « 6 » هركس نسبتى را به مردى بدهد كه در او نيست و قصدش عيبجويى باشد ، خدا او را چندان در آتش جهنم نگه مىدارد تا آنچه گفته است ، پايان پذيرد . « 7 » آيا اين مردم ، پيامبرى را توصيف مىكنند كه حديث مسلم دربارهء او آمده است كه عايشه يك بار خشم گرفت و رسول اللّه به او گفت : چه شده است كه شيطانت پيش تو حاضر شده ؟ او گفت : مگر تو شيطان ندارى ؟ فرمود : بلى ، ليكن من از خدا خواستم و خدا مرا بر او پيروز گرداند و او اسلام آورد و تسليم شد و مرا به چيزى جز خير
--> ( 1 ) . احزاب 33 / 58 . ( 2 ) . بخارى ، مسلم ، احمد ، ترمذى ، نسائى ، طبرانى ، ابن حبان و ابن داود آن را نقل كردهاند . ( 3 ) . المستدرك حاكم : 1 / 12 ، 47 . ( 4 ) . صحيح مسلم : 8 / 24 . ( 5 ) . متفق عليه است و بخارى ، مسلم ، ترمذى ، نسائى ، ابن ماجه ، طبرانى ، حاكم و دارقطنى آن را نقل كردهاند . ( 6 ) . به روايت از احمد و طيالسى . ( 7 ) . الترغيب و الترهيب : 3 / 197 . طبرانى نيز با اسناد خوبى اين روايت را نقل كرده است .